باز یکی با غصه هاش داره آواز می خونه

وقتی غم تو دل باشه دیگه مردن آسونه

قامتش خم شده از کوله سیاه غم

چی می خواد تو روزگار ، جز خدا کی می دونه

کیه این مرد غریب ، مثل من پریشونه

می دونه همین  شب و توی دنیا مهمونه