ارباب واقعی چه کسی است ؟

قرن هاست که پدیده ی ازدواج

از روح تهی شده است .

زیرا مرد نفس زن را به کل نابود کرده است

نه تنها نابود کرده

بلکه در زیر خاک دفن شده است

نفس زن در زیر خاک می تپد .

از این رو زن در ابراز نفسانیت خود

بسیار ظریف عمل می کند .

خاستگاه غر زدن های مدام زن

و استراتژی های زنانه ی زن نیز همین است

زن غر زدن را اختراع کرد

زیرا مرد به او اجازه نمی داد

تا احساساتش را بی پرده ابراز کند .

زن مجبور بود که راههای غیر مستقیم را پیش بگیرد .

او باید به مرد ثابت می کرد که

ارباب واقعی چه کسی ست .

این کشاکش هرروزه ی زندگی همه ی زن و شوهرهاست

نبرد برای احقاق مقام اربابی و فذماندهی در خانه

بالاخره فرمانده کیست ؟ زن یا مرد ؟

به این پرسش نمی توان پاسخ داد

زیرا صورت مسئله اساسا غلط است

اگر عشقی در میان باشد

آن گاه نه زن ارباب است و نه مرد

بلکه عشق است که فرمان می راند

عشق که باشد

مرد وزن هر دو

در عشق مستحیل می شوند ، ناپدید می شوند

نه زن ارباب است و نه مرد

عشق هر دو را در آغوش می گیرد

اما هیچ کس برای عشق آمادگی نشان نمی دهد

همه می خواهند مالک عشق و مالک معشوق ، هر دو باشند

بنابراین مرد زن را به سطح یک کالا و شی ء تنزل می دهد

زن نیز مرد را به سطح یک وسیله پایین می آورد .

مرد و زن در این زمینه کاملا موفق بوده اند

به همین سبب

مقام زن را تا حد کالای جنسی پایین آورده اند

و او را استثمار جنسی کرده اند .

مقام مرد را نیز تا حد ابزار اقتصادی پایین آورده اند

و او را استثمار اقتصادی کرده اند

بنابراین وقتی بهای کالا و متاع را پرداخت می کنند

زن بسیار مهربان می شود

به محض پرداخت بهاء مرد دیگر آدم نیست .

مرد نیز هنگام طغیان نیازها و تمایلاتش

مهربان می شود اما به محض ارضای تمایلاتش

دیگر به زن اعتنایی نمی کند

و به خواب زمستانی یک خرس قطبی فرو می رود

زن می داند که با این شیوه ی رفتارش

او را همچون یک کالا و شی ء به کار گرفته است

زن این را می داند و از این موضوع رنج می برد و

غر می زند .

روز این مادر جهان مبارک

مادری که زندگی نمی کند بردگی می کند